سبیل:
بعضی از مردان مانند هركول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد كه با سبیل زیبا بنظر برسد.
اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میكنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.
پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن 1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی كه یك مرد بعد از آن بگوید، شروع یك بگو مگوی دیگر خواهد بود
آینده:
یـك زن تــا زمانیكه ازدواج نكرده نگران آینده است. یك مرد تا زمانیـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.
موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند.
ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند،ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید با همسرش ازدواجمیكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.
روابط:
اول از همه، یك مرد یك رابطه را یك رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندكی مشكلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یك پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی كه زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این كار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل یك بار آنرا انجام میدهند. برخی كلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشكیل میشود كه معمولا تاثیری در بر ندارند.
بلوغ:
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است كه اكثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میكنند.
فیلم كمدی:
فرض كنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میكنند، و حتی ممكن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكایت منتظر تمام شدنش میشوند.
دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.
حمام:
یك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یك قالب صابون و یك حوله. در حمام متعلق به یك زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یك مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی كند.
خواروبار:
یك زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یك مرد آنقدر صبر میكند تا محتویات یخچال ته بكشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را كه خوب بنظر برسر می خرد.
بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میكنند.
آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چك میكنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میكنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقای زلفیان...
تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یك وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای كوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یك زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت كنند.
آدرس یابی:
وقتی یك زن در حال رانندگی احساس میكند كه راه را گم كرده، كنار یك فروشگاه توقف كرده و از كسی كه وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فكر كنم یه راه بهتر پیدا كردم،" و "میدونم كه باید همین نزدیكی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."
پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.
فرزند:
یك زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیك و صمیمی، قرارهای رمانتیك، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یك مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد كم سن و سال هم در خانه زندگی میكنند.
لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میكند.
شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك شویی منتقل میكنند.
عروسی:
هنگام یاد كردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میكنند، مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی."
اسباب بازی:
دختران كوچك عاشق عروسك بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فكر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و كوچك، تلفنهای اتومبیل، مخلوط كن و آب میوه گیری، اكولایزرهای گرافیكی، آدم آهنی های كنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل برای كار كردن به شش باتری نیاز داشته باشد.
گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:5 توسط shabpar
|
گلگیرنوشتهها و نیسان نوشته های جالب و خواندنی |
ندگی بر من دشوار و بر دیگران آسان گذشت
بهترین لحظات عمرم پشت این فرمان گذشت
=============================
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
=============================
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست وخیار وهندوانه!
التماس2A!
=============================
ای روزگار*****با ما شدی ناسازگار!
=============================
بپر بالا که گیر نمیاد!
=============================
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
بحث30یا30 ممنوع!
=============================
بخور و بخواب کارمه*****الله نگهدارمه!
تا جام اجل نکردم نوش*****هرگز نکنم تو را فراموش!(تریلی خطاب به نیسان)
=============================
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!
=============================
تاکسی نارنجی*****از من نرنجی!
جون من داداش*****یه خورده یواش!
داداش مرگ من یواش*****امان از دست گلگیر ساز و نقاش!
=============================
درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!
=============================
در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
=============================
دلبری دارم چو مار عینکی*****خوشگل وزیبا ولی کم پولکی!
=============================
دنبالم نیا آواره میشی!
=============================
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
=============================
رخش بی قرار!
=============================
رقیف بی کلک مادرزن!
=============================
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد
=============================
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
=============================
زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
=============================
«zoor nazan farsi neveshtam»
=============================
سر پایینی نوکرتم*****سر بالایی شرمندتم(ژیان)
=============================
شکر بترازوی وزارت برکش*****شو همره بلبل بلب هر مهوش(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)
=============================
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!
=============================
گاز دادن نشد مردی*****عشق آن است که بر گردی!
گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند!
=============================
گلگیرم ولی گل نمیگیرم!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:58 توسط shabpar
۱- آدرس سایتتان را روی بدنتان بنویسید و با لباس زیر در شهر بگردید.
شانس زیادی وجود دارد كه بدین وسیله بتوانید وبلاگتان را با بازدید كننده های تازه و زیادی آشنا كنید.البته باید فكری هم برای مزاحمت های احتمالی پلیس و ستاد مبارزه با بدحجابی كنید.
۲- یك بیسیم پلیس بخرید.
در طول روز به بیسیم پلیس گوش دهید و همین كه از حادثه جدیدی باخبر شدید با سرعت تمام خود را به محل مذكور برسانید.احتمال زیادی وجود دارد كه خبرگزاری ها تصمیم داشته باشند تا از آنجا بصورت مستقیم اقدام به ارسال گزارش كنند.در هنگامی كه خبرنگار در حال پخش زنده گزارش خود است به پشت سر او بروید و با تمام توان اسم وبسایتتان را فریاد بزنید.در چند حادث دیگر هم این كار را انجام دهید ، اینكار شما باعث می شود كه طرفداران بسیار زیادی پیدا كنید! در اینصورت مردم تنها به این دلیل كه شما را ببینند اخبار را تماشا می كنند.
۳- مقداری برچسب بخرید.
برچسب روش ارزانی برای تبلیغات است. مقداری برچسب های كوچك كه اسم وبسایت شما بر روی آن نوشته شده است بخرید و آنها را در هر جایی كه میتوانید بچسبانید ! داخل توالت های عمومی ،روی ماشین مردم و هر جایی كه فكر می كنید مردم به آن نگاه می كنند.
۴- وبسایتتان را صفحه خانگی تمام كامپیوترهایی كه به آنها دسترسی دارید كنید.
به یك كافی نت ، یك كتابخانه ، سایت دانشگاه یا حتی خانه دوستان و آشنایان بروید و وبسایتتان را صفحه خانگی تمام كامپیوترهایشان كنید.بیشتر كسانی كه با كامپیوتر كار می كنند نمی دانند چطور آن را به حالت پیشفرض برگردانند.
۵- آدرس سایتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنویسید.
صبح اول وقت به یك دكه روزنامه فروشی بروید و با یك ماژیك خوش رنگ آدرس سایتتان را در بزرگترین اندازه ممكن بر روی تمام روزنامه هایش بنویسید بطوریكه كل صفحه را بپوشاند.سپس قبل از اینكه فروشنده شما را بگیرد با سرعت هر چه تمام تر از محل فرار كنید . این كار را برای تمام روزنامه فروشی ها در دو نوبت صبح و عصر انجام دهید.
۶- آدرس سایتتان را بر روی تمام اسكناس هایی كه خرج می كنید بنویسید.
به عنوان یادگاری نام و آدرس سایت خودتان را روی هر اسكناسی كه می خواهید به كسی بدهید بنویسید.در اینصورت به پول علاوه بر وظیفه اعتباریش ، یك وظیفه مهم دیگر یعنی ترویج سایتتان محول نموده اید.
۷- تابلوی تبلیغاتی انسانی كرایه كنید.
ین روش بسیار انحصاری و تاثیرگذار است .یك نفر را استخدام كنید كه در یك خیابان شلوغ بایستد . این فرد می تواند پلاكارد كه تبلیغ سایت شما روی آن است را نگه دارد و یا لباسی با نام سایت شما را بپوشد.
۸- سایتتان را در معرض فروش بگذارید.
سایت خودتان را در فروشگاه های اینترنتی با قیمتی كه هوش از سر همه بپراند مثلا ۲۰ میلیون تومان ، در معرض فروش بگذارید و دقت كنید تا همه متوجه آن شوند. به احتمال ۹۹.۹۹٪ كسی آن را از شما نمی خرد (چون شما اصلا قصد فروش ندارید) اما خوب اگر كسی آنقدر احمق است كه برای سایت شما بیست میلیون تومان پول بدهد ، قبول كنید و یك سایت دیگر را با همین قیمت برای فروش بگذارید !
۹- با پوستر بزرگ تبلیغی از سایتتان به یك رویداد ورزشی بروید.
تصور كنید با یك پوستر بزرگ تبلیغی و با یك رنگ جیغ به مسابقه فوتبال مثل پرسپولیس و استقلال بروید و هر وقت كه دوربین تماشاگران را نشان می دهد نام سایتتان را به دوربین نشان دهید. آن وقت بدون هیچ گونه هزینه ای میلیون ها نفر از وجود سایت شما با خبر می شوند !
۱۰- از سایت های معروف دیگر استفاده كنید
در اینترنت به دنبال ویدیوهای محبوب بگردید ، سپس با یك ابزار ویرایش فایل های ویدیویی در اول فیلم ها بنویسید كه این تصاویر از طریق سایت شما عرضه شده است.سپس آنها را در YouTube آپلود كنید. اگر آن ویدیو ها محبوب باشند به سرعت با تعداد بازدید كنندگان شما افزوده می شود.همچنین می توانید در شبكه های اجتماعی مثل Digg یا حتی همین بالاترین به تعداد زیاد ثبت نام كنید و بعد لینك خودتان را در آنها اضافه كنید و سپس با نام های كاربری خود به آنها رای دهید. استفاده از عنوان های جنجالی را فراموش نكنید. به عنوان روش دیگر می توانید در سایت هایی مثل Cloob عضو شوید و بعد از اینكه ۵۰۰-۶۰۰ نفر را به لیست دوستانتان اضافه كردید برای آنها پیام های گروهی حاوی لینك سایت خود را بفرستید.
این ده راه را SiteFever در اینجا معرفی كرده بود كه با اندكی تلخیص و بومی سازی ! خدمت شما عرضه شد. اما با تجربیات چند ساله در امر وبلاگ نویسی می توانیم این موارد را به آن اضافه كنم :
۱۱- كامنت فله ای بگذارید
به سرویس های وبلاگی مثل میهن بلاگ یا پرشین بلاگ كه آخرین وبلاگ های بروز شده اشان را در صفحه اول نمایش می دهند بروید و به تك تك آنها رفته و در پست آخرشان نظری مشابه این جملات بگذارید: ” سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تكی داری! دوست دارم به عنوان یه كارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم …” البته مهم نیست كه شما در مورد پرورش زنبور می نویسید و وبلاگ ایشان در مورد كامران و هومن است
۱۲- همه باید باخبر شوند كه شما سایت دارید : چه بخواهند ، چه نخواهند
ID یاهوی هر كسی كه در اینترنت پیدا می كنید در مسنجرتان اضافه كنید.سپس روزی ۳۰۰ بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:56 توسط shabpar
1. یک تایوانی که بیش از سی سال است که نخوابیده است ظاهرا این بی خوابی طولانی تاثیری هم بر
سلامتی اش نداشته است.
2. یک مرد هندی که برادر دوقلو اش را حامله بود. یکی از عجیب ترین موارد پزشکی که یک از دو جنین در
داخل رحم در دیگری مدفون شده است.
۳. یک سرباز ژاپنی که حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم از ترس آمریکایی ها ۲۸ سال در خفا زندگی
می کرد.
۴. مهران کریمی ناصری (یک پناه جوی ایرانی) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاریس زندگی میکند و
از آن بیرون نیامده است. ظاهرا فیلم ترمینال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازی
می کرد با الهام از مهران کریمی ناصری بوده است.
۵. یک سیاستمدار که فکر میکند خدا و مسیح است و تصمیم دارد دنیا را با رسیدن به مدارج سیاسی
تغییر دهد. او قایل به یکی بودن دین و سیاست است و میخواهد قوانین سازمان ملل را تغییر بدهد و ...
(نخیر احمدی نژاد نیست!) این سیاستمدار ژاپنی است.
۶. بیهاری هندی که در سال ۱۹۷۶ رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسی هند
جنگید تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمویش با رشوه او را رسما کشتانده بوده است تا زمینش را
تصاحب کند. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر دیگر هم سرنوشت او را دارند.
۷. دیوید ایکه بریتانیایی معتقد است جهان را کسانی اداره میکنند که از نسل خزندگانند. به نظر او این
افراد تمایلات کودک آزاری و شیطانگرایانه دارند. او الیزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قدیم
میداند و در کتابهایش (۱۵ کتاب) سعی میکند این افراد را معرفی و جهان را از دست آنها نجات دهد.
۸. الن بادن آمریکایی که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپی انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات
واتیکان را به رسمیت نمی شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدینش با پاپی برگزیدند. او همچنان به کارش
ادامه میدهد.
۹. ناکاماتسو مخترع ژاپنی که بیش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپی دیسک). او در ۳۴ سال
گذشته از تمام غذاهایی که خورده عکس گرفته و آن را تجزیه تحلیل کرده. او میخواهد ۱۴۰ سال زندگی
کند.
۱۰. میشل لوتیتوی فرانسوی همه چیز می خورد از تلویزیون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شیشه و
پلاستیک و ... البته اگر آن شی کمی بزرگ باشد خوردنش نیز طول می کشد. مثلا دو سال طول کشید
(1978 تا 1980) که او توانست یک هواپیما را بخورد!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:55 توسط shabpar
موریس مترلینگ
ـ اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما میشد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت.
جان كولینز
ـ راز موفقیت در زندگی را فقط افرادی آموختهاند كه در زندگی موفق شدهاند.
هنری فورد
ـناپلئون بناپارت
ـ پیروزی نصیب كسانی میشود كه بیش از همه استقامت دارند.
فرانكلین
ـ ممكن است با مشاجره و مباحثه، خصم خود را مجاب و سرگردان كنید اما چنین غلبهای بیهوده است زیرا كه هرگز موافقت صمیمانه طرف را حاصل نتوانید كرد.
آلبركامو
ـ بهدست آوردن خوشبختی، بزرگترین فتح زندگی است.
مهاتما گاندی
ـ بزرگترین پیروزی آن است كه نوعی رفتار كنیم كه مبارزان قویتر از آن بشوند كه در شروع كار مبارزه بودهاند.
امیل زولا
ـ بیشتر كسانی موفق شدهاند كه كمتر تعریف شنیدهاند
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:54 توسط shabpar
وطن
وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همش درگیر ، درگیر
وطن یعنی همین بنزین همین نفت
همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی همین سهمیه بندی
وطن یعنی کمربند و ببندی
وطن یعنی لیسانس ، علاف ، بیکار
کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار
وطن یعنی خیابان خواب ، معتاد
پسرهای فرار ، ای داد بیداد
وطن یعنی تموم سهم ملت
یه تیکه نونه و باقی خجالت
وطن یعنی من و تو در محافل
ز درد اجتماع خویش غافل
وطن یعنی اداره ، زیر میزی
اگه بیشتر بدی ؛ بیشتر عزیزی !
وطن یعنی هزاران پشت کنکور
فدای مدرک از گهواره تا گور
وطن یعنی امیر قلعه نوعی!
( اونم ما رو گیر آورده به نوعی!)
وطن یعنی هزاران خونه خالی
زن کوچه نشین، مرد زغالی
. . .
وطن یعنی حقوق حقه زن
:همه خوبن به جز مادر زن من!
وطن یعنی یه دانشگاه آزاد
که کلی شهر ها رو کرد آباد!
وطن یعنی لباس برمودایی
( ولی تیپ قشنگیه؛ خدایی!!! )
. . .
وطن یعنی که اصلاحات چینی
وطن یعنی یه روز خوش نبینی!
وطن یعنی همین آیینه دق!
وطن یعنی خلایق هر چه لایق
وطن یعنی تحمل ، تاب ، طاقت
وطن یعنی حماقت در حماقت
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:54 توسط shabpar
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به این خاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!
اگر دوست دارم ویلای اختصاصی كنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است كه از عشق بازی كنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم كه نمیشود!
اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا "به هركجا كه روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پس چه كسی كمكم كند؟!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:53 توسط shabpar
|
.:!:.نقش گروه خونی در شخصیت انسانها .:!:. |
بسیاری از دانشمندان زیست شناسی معتقدند خصلت ، منش ، رفتار، توان و كارایی، خلاقیت و خلق
و خوی هر فرد بستگی به نوع گروه خونی وی دارد . در بسیاری از كشورهای صنعتی بخصوص ژاپن
همچنین، برای پست های مدیریتی و اجرائی ، هنگام استخدام افراد ، به نقش گروههای خونی
توجه ویژه ای دارند.
می خواهید بدانید شما دارای چه شخصیتی هستید!!!؟
گروه خونی O :
افرادی سالم تر ، دارای هدفی مشخص و اندیشمند هستند
بیش از دیگران حسود و مقام طلبند .
پر حرف اند
ولی سیاستمداران ، وزیران و ورزشكاران خوبی هستند.
گروه خونی A :
افراد آرام ، منظم ، مطیع قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند
انعطاف ناپذیر ، تودار ، خودخواه و مشكل پسندند.
این افراد برای كارهای حسابداری ، هرگونه امور اقتصادی ، مالی ، كامپیوتر و مهندسی شایستگی
دارند.
گروه خونی B :
مردمانی رك و سریع الهجه ، حساس و در عین حال دارای پشتكار هستند.
ناشكیبا ، غیرقابل پیش بینی و در كارهایی كه مورد علاقه آنهاست تنبل اند
این افراد دهانشان چفت و بست نخواهد داشت و نمی شود اسرار و كارهای محرمانه را با آنها در میانگذاشت.
این افراد شایسته روزنامه نگاری و نویسندگی ، هنر و كارهای فكری هستند
گروه خونی AB :
افرادی منطقی ، حسابگر ، امین و رو راستند
سازمانده ، مطیع و در عین حال نیرومند هستند
این افراد به آسانی كسی را نمی بخشند، گاهی خشمگین می شوند و اغماض را دوست ندارند
محافظه كارند و نمی شود آنها را به راحتی شناخت
این افراد برای مدیریت ، قضاوت ، نمایندگی ، كارگری و كارفرمایی هردو مناسبند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:47 توسط shabpar
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند.
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:46 توسط shabpar
| اسفندگان، روز عشاق ایرانی به اعتقاد برخی اسطوره شناسان همچون "فریدون جنیدی" جشن اسفندگان كه روز بزرگداشت مقام زن وعشق شناخته می شود، با جشنی غربی و غیر ایرانی به نام ولنتاین جایگزین شده است. |
|
خبرگزاری میراث فرهنگی_فرهنگ وهنر_روز پنجم اسفند مطابق با تقویم ایرانی روز جشن "اسفندگان" شناخته می شود. روزی كه از آن مقام زن به عنوان مظهر ونماد عشق واقعی شناخته می شود. واژه فارسی اسفند یا سپندارمذ، از واژه پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَـنتَـهآرمَـئیتی»، گرفته شده است. اصل این نام همانا «آرمئیتی» است كه واژه سپنته/سپند برای احترام و گرامیداشت بیشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً سپنتهآرمئیتی را به معنای «فروتنی و آرامی پاك و مقدس» میدانند، اما برخی از پژوهشگران این معنا را نمیپذیرند. ل. مولتون در Early Zoroasrianism آنرا در اصل «آرا ماتا» به معنای «مادر زمین» میداند كه با واژه سانسكریت و ودایی «اَرامتی» به معنای «زمین» اینهمانی دارد. این نامگذاری در متن پهلوی «زند وهومن یسن» نیز بكار گرفته شده است و در زبان و فرهنگ ارمنیان ایرانی تداول دارد. آنان او را با نام «سپندارمت» میشناسند و او را «ایزدبانوی باروری» میدانند. گویا ایزدبانوی میاندورودی به نام «سَـرپانیتو» یا «اِروئا» كه همسر «مردوك» خدای بزرگ دانسته میشده، خاستگاهی مشترك با سپندارمذ داشته است. چرا كه اِروئا، ایزدبانوی زایش بوده و حتی معنای واژه آن نیز «باروری» بوده است. در میاندورورد باستان و پس از كوچ «كاسیان» آریایی به آنجا، آیینی به نام «هَـشادو» در اجرای نمادین وصلت مردوك و اِروئا، و دیگر مناسك مربوط به «ازدواج مقدس» برگزار میشده است. در هر حال، حتی اگر آرمئیتی نه به معنای آرامی و فروتنی، كه به معنای مادر زمین بوده باشد؛ نباید پیوند و ارتباطهای «آرامی» و «آغوش مادری» را حتی دستكم به شكل شباهت واژگان آن در زبانهای هندوآریایی از یاد ببریم. بنابر این، واژه «آرمئیتی» به تنهایی و یا به شكل «سپنتهآرمئیتی» در آغاز، نام یا پاژنام «زمین» و به ویژه «زمین بارور» و یا «مادر زمین» بوده، و بعدها به فرشته یا ایزد پشتیبان زمین اطلاق میشود. در «گاتها» زرتشت (سرود 45، بند 4)، او دختر اهورامزدا دانسته میشود و پس از آن «سپندارمذ» به پیكر یكی از امشاسپندان یا یاران اهورامزدا در میآید. از آنجا كه در باورهای كهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورشدهنده میدانستهاند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده میشدهاند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض میكردهاند و از همین خاستگاه است كه عبارتهای زیبا و دلانگیز «مام میهن» و «سرزمین مادری» بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه كه زمین را زن یا مادر میدانستهاند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار میآوردهاند و تركیبهای «مادرزمین» و «پدرآسمان» از همین جا برخاستهاند. بیگمان آنان شباهتها و پیوندهایی بین زن و مرد از یك سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس میكردهاند. همچنین این را نیز میدانیم كه در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام «مشی و مشیانه» از ریشه دوگانه گیاهی به نام «مهرگیاه» در دل زمین بوجود آمده و آفریده شدهاند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته میشده است. كاركردهای آرمئیتی یا سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است. در «گاتها»ی زرتشت، هجده بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاك، برای آرامشبخشی به كشتزاران، چراگاهها و جانوران، و برای پیدایی یك فرمانروای نیك، به یاری فرا میخواند. در اساطیر ایرانی، او بود كه پیشنهاد و فرمان ساختن تیروكمانی برای آرش كمانگیر را به منوچهرشاه داد تا گستره و آغوشش را برای فرزندان خود، فراخناكتر كند. متن پهلوی «صددر بندهش» او را یاریرسان نویسندگان، به عنوان پدیدآورندگان فكر و اندیشه میداند. پلوتارك نقل میكند كه اردشیر دوم- پادشاه هخامنشی- بهبودی همسرش آتوسا را از سپندارمذ طلب میكند و او به یاری آنان میشتابد. سراسر اوستا و به ویژه «فروردین یشت» و یسنای 38، آكنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است. از آنجا كه در باورهای كهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورشدهنده میدانستهاند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده میشدهاند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض میكردهاند و از همین خاستگاه است كه عبارتهای زیبا و دلانگیز «مام میهن» و «سرزمین مادری» بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه كه زمین را زن یا مادر میدانستهاند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار میآوردهاند و تركیبهای «مادرزمین» و «پدرآسمان» از همین جا برخاستهاند. بیگمان آنان شباهتها و پیوندهایی بین زن و مرد از یك سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس میكردهاند. همچنین این را نیز میدانیم كه در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام «مشی و مشیانه» از ریشه دوگانه گیاهی به نام «مهرگیاه» در دل زمین بوجود آمده و آفریده شدهاند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته میشده است. نامگذاری آخرین ماه فصل زمستان بنام اسفند یا سپندارمذ نیز از همین ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. چرا كه در همین ماه، نخستین جوانهها از خاك سربرمیزند و زایش دوباره زمین را نوید میدهد. از همین رو، مردمان ایرانی این ماه و به ویژه روز پنجم آن كه با نام ماه همانند است (یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه) را روز گرامیداشت بانوان میدانستهاند و در این روز، مردان آیینهایی برای همسران خود برگزار میكرده و هدیههایی به او میدادهاند كه متأسفانه آگاهی بیشتری از این مراسم در دست نیست. همچنین بخاطر آغاز فصل رویش و زراعت، از این روز با نام «جشن برزگران» كه خود همیاران سپندارمذ در سبزاندن و باروری زمین هستند، یاد شده است. منابع موجود نشان میدهد كه جشن اسفندگان، مانند بسیاری از دیگر جشنها و آیینهای ایرانی در انحصار هیچیك از اقوام یا ادیان ایرانی نیست و به تمامی از پدیدههای طبیعت و روابط انسانی برگرفته شده است. برخی ازماه های زرتشتی ایزدان یا ایزدبانوان خاصی دارند." سپندارمذ" فرشته و ایزد بانوی اسفند ماه است. سپندارمذ در عالم معنوی مظهر محبت‘بردباری و تواضع اهورامزدا است و روی زمین ، فرشته موكل بر زمین و زنهای درستكار و عفیف و شوهردوست است. به این سبب او را مونث و دختر اهورامزدا دانسته اند. او موظف است زمین را خرم و آباد و پاك و بارور نگاه دارد. به این جهت هر كس به كشت و كار و آبادانی بپردازد ‘خشنودی سپندارمذ را فراهم كرده است. در اساطیر آمده است كه این فرشته بود كه برای "آرش "تیر حاضر كرد و وی را امر كرد كه برای تعیین مرز ایران و توران كمانی برگزیند.گفته می شود در گذشته ، اسفند ماه و بویژه این روز ، روز عید زنان بوده است و مردان به زنان بخشش می کردند. سپندارمذ كه واژه اوستایی آن "سپنتا آرمیتی" است به معنای تواضع مقدس است و فرشته سپندارمذ در عالم معنوی ، مظهر عشق و تواضع و فروتنی و در عالم مادی، نگهبان زمین است. با توجه به منابع موجود دانسته میشود كه اسفندگان روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است و نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن. بیرونی نیز در نقل آیینهای جشن، از زن به عنوان همسر یاد میكند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیینهایی نیز كه امروزه در بسیاری از نقاط دور و نزدیك میهن برگزار میشود، همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهرآمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارد. این مطلب از مقاله آقای رضا مرادی غیاث آبادی به نام :ولنتاین وارث جشن اسفندگان برگرفته شده است. |
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:45 توسط shabpar




